محمدتقى نورى
23
اشرف التواريخ ( فارسي )
و خطّهء دلگشاى شيراز افراشت و با كريم خان عرصه مجادلت را بسط داده ، مرّة بعد اخرى او را منهزم گردانيد ، در اندكزمانى به محاربات بسيار و ميداندارى زياده از حدّ تعداد و اندازه شمار « 1 » ، ساحات عراق و آذربايجان و عرصهء ولايت فارس و بنادر و سواحل الى جزيرهء عمّان به نيروى شمشير جهانگشايش آن شهريار شير حمله را مسلّم « 2 » و از ارواث و ارجاس وجود بيگانه و اعيان ملك صافى گشت . چون جهان زو گرفت فيروزى * فرّخى يافت در جهان روزى ديگرباره مزاج ملك از تأثير سپهر شورشطلب منحرف شده ، از حوزهء امنيت به جانب مفسدت گراييد « 3 » و از افساد اشرار الوار و هنگامهآرايى اوباش احشام زنديه مملكت را انقلابى پديد آمد . آن شهريار كامكار به دفع مواد فسده « 4 » و اشرار با فوجى كه از هيبت و صدمت سنابك ايشان « 5 » اجزاى كوه گران در تزلزل بود و بهرام خونآشام را از بيم تيغ مسلولشان لرزه بر دل به رفع لواى تكبر خصم مقهور رايتافراز و به جانب فارس تركتاز شد . مجددا كريم خان « 6 » از دم شمشير آن خديو افراسياب شوكت ، گريزان گشته در شهر شيراز حصارى شد . چون مدت محاصره به طول انجاميد و لشكر برد از جانب شهريار دى متواتر و پىدرپى « 7 » مىرسيد و ضروريات و تداركات هم « 8 » روى به انحطاط گذاشت « 9 » ، كار سپاه و سپهدار و امير لشكر و سردار از رونق افتاده و در ميان اردوى خسروى بعضى از نزديكان و اقارب به مقتضاى مخالفت باطنى به ظاهر سرايت كرده « 10 » ، لشكريان را به دمدمه و افسون متفرّق و نوازل آشوب و فتن را در معسكر و الا متطرّق كردند ، ناچار آن شهريار كامكار از فارس عنان « 11 » به ايلغار گردانيده « 12 » ، آنچه بين الجمهور از آن خديو شيردل مذكور است از شيراز
--> ( 1 ) . مج : زياده از اندازهء تعداد و شمار . ( 2 ) . مج : شمشير جهانگشايش مسلم . ( 3 ) . مج : گراييده . ( 4 ) . مج : فساد . ( 5 ) . مج : خيول ايشان . ( 6 ) . مج : كريم خان مجددا . ( 7 ) . مج : « پىدرپى » ندارد . ( 8 ) . مج : نيز . ( 9 ) . مج : نهاد . ( 10 ) . مج : به مقتضاى طينت اصلى در باطن مخالفت اظهار كرد . ( 11 ) . مج : عنان اقبال . ( 12 ) . مج : بگردانيد و .